(((((((((( شب قدر ))))))))))
توی مصلی كنار ما نشسته بود
زانوهایش را بغل گرفته بود و زل زده بود به قامت سپید در سیاهی شب
چشم های پف كرده و سرخش را زیر نور شمع دیدم.
كتاب دعا را گرفتم طرفش:
بخون دلت آروم می گیره.
گرفت و به سینه اش چسباند
با دست دیگر جلوی صورتش صلیب كشید و زیر لب زمزمه كرد.
:::::::::::::::::::: بدون شرح ::::::::::::::::::::
سفره سبز افطار ::

ضیافت افطاری::

:::::::::::::::::::::::::::::: تمام شد ::::::::::::::::::::::::
؟>؟>؟>؟>؟>؟> باغبان پیر ؟>؟>؟>؟>؟>؟>
آخرای زمستان بود
باغبان پیر که بوی عرق و سیگار می داد
برای باغچه ی لخت و عور دلم چند بغل گل تازه آورده بود
بنفشه و یاس و رازقی
و چند گل دیگر
و من وسط بوته های رز و زنبق های رنگی گلی را که کاشته بودم نشانش دادم
و گفتم که خیلی دوستش دارم
باغبان پیر نگاهم کرد
نگاهی خالی و مبهوت
انگار که دلش برایم سوخت
بیلچه اش را لای خاک ها فرو برد
گل را از ریشه در آورد و با چشم های عسلی اش نگاهم کرد و گفت :
اسم این گل (( یاس ممنوعه )) است
با این که خیلی زیباست ولی علف هرزه و بقیه ی گلارم خراب میکنه
هرکی داستانو کامل نفهمید یه بار دیگه با دقت بیشتر بخونه.
(علف هرز رو فقط باغبون میشناسه)
لطفا استنباطتونو از داستان بهم بگید مهمه واسم/ممنوون/
>> ایمان <<
/./././././././. اوج رویا /./././././././
وقتیکه اوج میگرفتم
فکر کردم پرواز میکنم تا آن دور دست های دور
آنجا که هیچ گنجشک و هیچ کلاغی پرواز نمیکند
و دست میکشم روی ابرها
و مرطوب میشوم از نفس باد
وشاید میروم تا خود ستاره
همان ستاره ی کم سوی دوست داشتنی که خیلی بالاست
اما همین که نخم را کشید
فهمیدم که بادبادک ها فقط به اندازه ی نخ قرقرشان پرواز میکنند
..
میدانی زندگی کردن یعنی چی؟
.jpg)
،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،شب بو ^^^^^^^^^^^^^
شب بوها را گذاشتم زیر بالشم
برای وقتی که باز از پیچ کوچه سر میخوری تا لب درگاه خانه
ریزم توی دست هایت و تو بخندی
ومن به جای شب بو بوی تنت را
وبوی عطرمست کننده ی لباست را
بریزم توی دماغم
تا وقتی چشم هایت به چشم هایم خیره شد بگویم بیا اینجا شب بو زیاد دارد
و توصورتت راپشت نگاه سردت قایم میکنی و من از نو
روز را به امید شب و شب بو
وخواب زیبای تو میگذرانم
........ دخترک گل فروش ..........
میخواست آخرین دسته گل مریمش را به زور بفروشد
به من که پشت چراغ طولانی قرمز پشت فرمان آن سمند خاکستری که
رنگ افکار به هم ریخته ام بود و
تگاهم جا مانده بود روی کلاغی که نوک آخرین چنار خیابان نشسته بود .
می گفت مادرش مریض است
می گفت همه گل ها را یک جا میدهد هزار تومن . . .
خداییش می ارزید.
اما من کسی را نداشتم که هزار تومن خرجش کنم/ که هزار تومن بیارزد .
این را که گفتم خندید و رفت .
گل ها را شاید برای مادرش برد . . .
؟؟؟؟؟ پیکر تراش پیر ؟؟؟؟؟
یک شب تو را ز مرمر شعر آفریده ام
تا در نگین چشم تو نقش هوس نهم
ناز هزا ر چشم سیه را خریده ام
بر قامتت که وسوسه شست وشو در اوست
پاشیده ام شراب کف آلود ماه را
تا از گزند چشم بدت ایمنی دهم
دزدیده ام ز چشم حسودان نگاه را
تا پیچ و تاب قد تو را دلنشین کنم
دست از سر نیاز به هر سو گشوده ام
از هر زنی تراش تنی قرض کرده ام
از هر قدی کرشمه و رقصی ربوده ام
اما تو چون بتی که به بت ساز ننگرد
در پیش پای خویش به خاکم فکنده ای
مست از می غروری و دور از غم منی
گویی دل از کسی که تورا ساخت کنده ای
هشدار! زانکه در پس این پرده نیاز
آن بت تراش بلهوس چشم بسته ام
یکشب که خشم عشق تو دیوانه ام کند
بینند سایه ها که تو را هم شکسته ام
ظطزر
فراموشی
میدونی بازیه سرنوشت چیه ؟
اینکه اون چشم بذاره و تو قائم شی
بعد اون به جای تو یکی دیگرو پیدا کنه

دوستت داشتم . . .
يادت هست ؟ !
" گفتم : دوستت دارم . . .
و تو گفتي : کوچکي براي دوست داشتن . . .
رفتم تا بزرگ شوم . . .
اما آنقدر بزرگ شدم که يادم رفت دوستت دارم
دارم میترکم
دلتنگ
دلم برات تنگ شده . . .
اما من . . . من ميتونم اين دوري رو تحمل كنم . . .
به فاصله ها فكر نميكنم . . .
ميدوني چرا ؟ ؟
آخه . . . جاي نگاهت رو نگاهم مونده . . .
هنوز عطر دستات رو از دستام ميتونم استشمام كنم . . .
رد احساست روي دلم جا مونده . . .
ميتونم تپشهاي قلبت رو بشمارم . . .
چشماي بيقرارت هنوزم دارن باهام حرف ميزنن . . .
حالا چطور بگم تنهام ؟ ؟
چطور بگم تو نيستي ؟ ؟
چطور بگم با من نيستي ؟ ؟
آره ! خودت ميدوني . . .
ميدوني كه هميشه با مني . . .
ميدوني كه تو ، توي لحظه لحظه هاي من جاري هستي . . .
آخه . . . تو ، تو توي قلب مني . . .
آره ! تو قلب من . . . براي همينه كه هميشه با مني . . .
براي همينه كه حتي يه لحظه هم ازم دور نيستي . . .
براي همينه كه ميتونم دوريت رو تحمل كنم . . .
آخه هر وقت دلم برات تنگ ميشه . . .
هر وقت حس ميكنم ديگه طاقت ندارم . . .
هر وقت ديگه نميتونم تحمل كنم . . .
دستامو ميذارم رو صورتم و يه نفس عميق ميكشم . . .
دستامو كه بو ميكنم مست ميشم . . .
مست از عطر ت . . .
صداي مهربونت رو ميشنوم . . .
و آخر همهء اينها . . .
به يه چيز ميرسم . . .
به عشق و به تو . . .
آره . . . به تو . . .
اونوقت دلتنگيم بر طرف ميشه . . .
اونوقت تو رو نزديكترازهميشه حس ميكنم . . .
اونوقت ديگه تنها نيستم
حالا من اين تنهايي رو خيلي خيلي دوسش دارم . . .
به اين تنهايي دل بستم . . .
حالا ميدونم كه اين تنهايي خالي نيست . . .
پر از ياد عشقه . . .
پر از اشكهاي گرم عاشقونه . . .
ٌٌ
ککککXکXککXژکژکژکژ
عشق را نهان باید کرد
::::::::::::::::::::: خط موازی ::::::::::::::::::::::::

من و تو مثل دو تا خط ميمونيم
که توي دفتر مشق اسير شديمنرسيديم به هم و آخرشم تو همون دفترکهنه پير شديم
بي هم وکنار هم روزها گذشت
دستهاي من نرسيد به دست تو
ميدونيم که ما به هم نمي رسيم مگه با شکست من شکست تو
ما به هم نمي رسيم آخر بازي همينه
آخر عشق دو تا خط موازي همينه
اگه من بشکنم وتو بي خيا ل بگذري از من و تنهام بذاري
محال
کاش می شد مهربانی را چو گلها هدیه کرد
زندگی را با امید و آرزوها زنده کرد
کاش می شد کاشهایم را کسی باور کند
تا بداند عشق را هم می توان پاینده کرد
البته اگه عشقی تو این دنیاباشه(که نیست)
ن. ظ .ر
گوشه قلب من
برای ارامش من در گوشم اوا میکنی
هنگام تنهایی من ارام رویا میشوی
در گوشه قلب من همیشه تنها میشوی
روشنی چشم من,حیات و بودن منی
درک منی,ذهن منی,در همه افکار منی
روزم شدی,شبم شدی,خیال ابیم شدی
هنگامه قلبم شدی عاشق تر از عاشق شدی
همنفس زندگی ام روزی مرا گم میکنی
همچون غباری بر دلت ارام پاکم میکنی
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟ ذهن ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
در درون ذهن من هرگز نمیمیردکسی
مرگ احساس مرا ماتم نمیگیرد کسی
رفته ام من سالها از خاطرات این و ان
یک سراغ ساده هم از من نمیگیرد کسی
غرق گشتم در درون موجهای حادثه
از برای یاری من بر نمیخیزد کسی
شانه های عاشقان گرتکیه گاه عاشق است
پس چرا بر شانه ام اشکی نمیریزد کسی؟
یادگاری یادت نره ها
///////// عادت //////////////
به تو عادت کرده بودم
ای به من نزدیکتر از من
ای حضورم از تو تازه
ای نگاهم از تو روشن
به تو عادت کرده بودم
مثل گلبرگی به شبنم
مثل عاشقی به غربت
مثل مرجوحی به مرهم
لحظه لحظه عذابه
لحظه های من بی تو
تجربه کردن مرگه
زندگی کردن بی تو
من که در گریزم از من
به تو عادت کرده بودم
از سکوت و گریه شب
به تو هجرت کرده بودم
با گل و سنگ و ستاره
ازتو صحبت کرده بودم
خلوت خاطره هامو
با تو قسمت کرده بودم
خونه لبریز سکوته
خونه از خاطره خالی
من پر از میل و زوالم
عشق من تو در چه حالی؟
یادگاری یادت نره ها
///////// صداقت /////////
در زمینی که وفا قصه ی برف به تابستان است
و صداقت گل نایابست
و در ایینه چشمان شقایق ها ابر ظالم و بی عاطفه غم جاریست
به چه کس باید گفت:
با تو خوشبخترین انسانم . . .

وقتي سرت رو رو شونه هاي کسي ميگذاري
که دوستش داري
بزرگترين آرامش دنيا رو تو خودت احساس ميکني
و وقتي کسي که دوستش داري سرش رو رو شانه هات ميذاره
احساس مي کني قوي ترين موجود جهاني
یادگاری یادت نره
........... سینه .................
درون سینه اهی سودا دارم
رخی پژمرده , رنگی زرد دارم
ندانم : عاشقم , مستم , چه هستم؟
ولی دانم دلی پر درد دارم
چنین با مهربانی خواندنت چیست؟
بدین نامهربانی راندنت چیست؟
بپرس از این دل دیوانه من
که ای بیمارعاشق ماندنت چیست؟
یادگاری یادت نره ها
