عشق را نهان باید کرد
دهانت را می بویند
مبادا که گفته باشی دوستت می دارم
دلت را می بویند
مبادا که دلتنگ شده باشی
روزگار غریبی ست, آدمی
وعشق را کنار تیرک راه بند تازیانه می زنند
برای همین میگویم
عشق رادرپستوی خانه نهان بایدکرد
***********
در این بن بست کج و پیچ سرما
آتش را به سوختبار سرود و شعر
فروزان می دارند
به اندیشیدن خطر مکن
آنکه بر در میکوبد شباهنگام
به کشتن چراغ آمده است
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد
**********
کباب قناری
بر آتش سوسن و یاس
روزگار غریبی ست, آدمی
ابلیس پیروز ست
سور عزای ما را بر سفره نشسته اند
عشق رادرپستوی خانه نهان بایدکرد
...
+ نوشته شده در جمعه ۲۶ بهمن ۱۳۸۶ ساعت 1:47 توسط ایمان جواهری
|