؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ درد پنهانی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
کاش قلبم درد پنهانی نداشت
چهره ام هرگز پریشانی نداشت
برگهای آخر تقویم عشق ( )
حرفی از یک روز بارانی نداشت
کاش دنیا وفا را یاد داشت
عشق هم در خاطراتم جای داشت
کاش می شد راه سخت عشق را
بی خطر پیمود و قربانی نداشت

و يادت هست در يك عصر پاييزى چه ها كردى؟
مرا تنهاى تنها با دلى غمگين رها كردى
گذشتى نرم نرمك از نگاهى مانده در باران
چرا با روح سرگردان من اين گونه تا كردى ؟
تمام شعرهايم را برايت يك به يك خواندم
بگو ديوانه شعرم را چرا ماتم سرا كردى ؟
و گفتى زير لب رفتم بمان با درد تنهايى
ندانستى غم شيرين برايم دست و پا كردى
همين امشب دلم مى ميرد از احساس تنهايى
چه میداند کسی شاید به مرگم اعتنا کردی
یادگاری یادتون نره ها
نظر بدین