)))))))))))))))) و دیگر . . . ((((((((((((((((((
و من در شهر قلبت باز بیگانه خواهم ماند
ودیگر دشت های سبز چشمانت را
کنار جاده خشک نگاه خود نخواهم دید
و من بر بستر گرم لبانت طرح گرم بوسه هایم را نخواهم ریخت
تو اما . . .
باز هم پرواز می بخشی کبوترهای شادان نگاهت را زدشت سبز چشمانت
به سوی جاده صدها نگاه دور
و شاید شهر قلبت چشم در راه مسافرهای آینده است
یادگاری یادت نره
+ نوشته شده در سه شنبه ۲ مرداد ۱۳۸۶ ساعت 20:42 توسط ایمان جواهری
|