<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>عشق سنگی</title>
<link>https://loveston.blogfa.com</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 18 Mar 2011 18:08:09 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title></title>
<link>https://loveston.blogfa.com/post/57</link>
<description>وبلاگ داستان های من http://imanjavaheri.blogfa.com http://imanjavaheri.blogfa.com http://imanjavaheri.blogfa.com http://imanjavaheri.blogfa.com</description>
<pubDate>Fri, 18 Mar 2011 18:08:09 +0330</pubDate>
<dc:creator>loveston</dc:creator>
<guid>loveston.blogfa.com/post/57</guid>
</item>
<item>
<title>((((((((((     شب قدر      ))))))))))</title>
<link>https://loveston.blogfa.com/post/56</link>
<description>توی مصلی كنار ما نشسته بود زانوهایش را بغل گرفته بود و زل زده بود به قامت سپید در سیاهی شب چشم های پف كرده و سرخش را زیر نور شمع دیدم. كتاب دعا را گرفتم طرفش: بخون دلت آروم می گیره. گرفت و به سینه اش چسباند با دست دیگر جلوی صورتش صلیب كشید و زیر لب زمزمه كرد.</description>
<pubDate>Wed, 09 Sep 2009 22:10:06 +0330</pubDate>
<dc:creator>loveston</dc:creator>
<guid>loveston.blogfa.com/post/56</guid>
</item>
<item>
<title>::::::::::::::::::::           بدون شرح  ::::::::::::::::::::</title>
<link>https://loveston.blogfa.com/post/55</link>
<description>سفره سبز افطار :: ضیافت افطاری:: :::::::::::::::::::::::::::::: تمام شد ::::::::::::::::::::::::</description>
<pubDate>Sun, 06 Sep 2009 14:55:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>loveston</dc:creator>
<guid>loveston.blogfa.com/post/55</guid>
</item>
<item>
<title>؟&gt;؟&gt;؟&gt;؟&gt;؟&gt;؟&gt;     باغبان پیر   ؟&gt;؟&gt;؟&gt;؟&gt;؟&gt;؟&gt;</title>
<link>https://loveston.blogfa.com/post/54</link>
<description>آخرای زمستان بود باغبان پیر که بوی عرق و سیگار می داد برای باغچه ی لخت و عور دلم چند بغل گل تازه آورده بود بنفشه و یاس و رازقی و چند گل دیگر و من وسط بوته های رز و زنبق های رنگی گلی را که کاشته بودم نشانش دادم و گفتم که خیلی دوستش دارم باغبان پیر نگاهم کرد نگاهی خالی و مبهوت انگار که دلش برایم سوخت بیلچه اش را لای خاک ها فرو برد گل را از ریشه در آورد و با چشم های عسلی اش نگاهم کرد و گفت : اسم این گل (( یاس ممنوعه )) است با این که خیلی زیباست ولی علف هرزه و</description>
<pubDate>Mon, 09 Feb 2009 22:43:29 +0330</pubDate>
<dc:creator>loveston</dc:creator>
<guid>loveston.blogfa.com/post/54</guid>
</item>
<item>
<title>/./././././././.      اوج رویا    /./././././././</title>
<link>https://loveston.blogfa.com/post/53</link>
<description>وقتیکه اوج میگرفتم فکر کردم پرواز میکنم تا آن دور دست های دور آنجا که هیچ گنجشک و هیچ کلاغی پرواز نمیکند و دست میکشم روی ابرها و مرطوب میشوم از نفس باد وشاید میروم تا خود ستاره همان ستاره ی کم سوی دوست داشتنی که خیلی بالاست اما همین که نخم را کشید فهمیدم که بادبادک ها فقط به اندازه ی نخ قرقرشان پرواز میکنند ..</description>
<pubDate>Sun, 30 Nov 2008 19:19:43 +0330</pubDate>
<dc:creator>loveston</dc:creator>
<guid>loveston.blogfa.com/post/53</guid>
</item>
<item>
<title>میدانی زندگی کردن یعنی چی؟</title>
<link>https://loveston.blogfa.com/post/52</link>
<description>پسرک دنبال چیزی میگشت دنبال عشق شاید یا زمزمه ای برای شنیدن پرسید : میدانی زندگی کردن یعنی چی؟ دخترک اخم کرد پرده ها را کشید و غمگین گفت : کسی شب بو میکارد و زیر نور بی رمق چراغ زنبوری کوچه ای باریک و دراز مگس های تنهایی اش را میپراند این یعنی زندگی . . . پسرک پوزخندی زد و راهش را گرفت رفت نتیجه اخلاقی داستان : ((دخترا اصلا نمیفهمن عشق و زندگی چی هست))</description>
<pubDate>Tue, 17 Jun 2008 20:01:22 +0330</pubDate>
<dc:creator>loveston</dc:creator>
<guid>loveston.blogfa.com/post/52</guid>
</item>
<item>
<title>،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،شب بو  ^^^^^^^^^^^^^</title>
<link>https://loveston.blogfa.com/post/51</link>
<description>شب بوها را گذاشتم زیر بالشم برای وقتی که باز از پیچ کوچه سر میخوری تا لب درگاه خانه ریزم توی دست هایت و تو بخندی ومن به جای شب بو بوی تنت را وبوی عطرمست کننده ی لباست را بریزم توی دماغم تا وقتی چشم هایت به چشم هایم خیره شد بگویم بیا اینجا شب بو زیاد دارد و توصورتت راپشت نگاه سردت قایم میکنی و من از نو روز را به امید شب و شب بو وخواب زیبای تو میگذرانم</description>
<pubDate>Fri, 30 May 2008 20:40:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>loveston</dc:creator>
<guid>loveston.blogfa.com/post/51</guid>
</item>
<item>
<title>........        دخترک گل فروش       ..........</title>
<link>https://loveston.blogfa.com/post/50</link>
<description>میخواست آخرین دسته گل مریمش را به زور بفروشد به من که پشت چراغ طولانی قرمز پشت فرمان آن سمند خاکستری که رنگ افکار به هم ریخته ام بود و تگاهم جا مانده بود روی کلاغی که نوک آخرین چنار خیابان نشسته بود . می گفت مادرش مریض است می گفت همه گل ها را یک جا میدهد هزار تومن . . . خداییش می ارزید. اما من کسی را نداشتم که هزار تومن خرجش کنم/ که هزار تومن بیارزد . این را که گفتم خندید و رفت . گل ها را شاید برای مادرش برد .</description>
<pubDate>Mon, 12 May 2008 19:27:52 +0330</pubDate>
<dc:creator>loveston</dc:creator>
<guid>loveston.blogfa.com/post/50</guid>
</item>
<item>
<title>  ؟؟؟؟؟        پیکر تراش پیر              ؟؟؟؟؟</title>
<link>https://loveston.blogfa.com/post/49</link>
<description>پیکر تراش پیرم و با تیشه خیال یک شب تو را ز مرمر شعر آفریده ام تا در نگین چشم تو نقش هوس نهم ناز هزا ر چشم سیه را خریده ام بر قامتت که وسوسه شست وشو در اوست پاشیده ام شراب کف آلود ماه را تا از گزند چشم بدت ایمنی دهم دزدیده ام ز چشم حسودان نگاه را تا پیچ و تاب قد تو را دلنشین کنم دست از سر نیاز به هر سو گشوده ام از هر زنی تراش تنی قرض کرده ام از هر قدی کرشمه و رقصی ربوده ام اما تو چون بتی که به بت ساز ننگرد در پیش پای خویش به خاکم فکنده ای مست از می غروری و</description>
<pubDate>Wed, 30 Apr 2008 21:22:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>loveston</dc:creator>
<guid>loveston.blogfa.com/post/49</guid>
</item>
<item>
<title>فراموشی</title>
<link>https://loveston.blogfa.com/post/48</link>
<description>میدونی بازیه سرنوشت چیه ؟ اینکه اون چشم بذاره و تو قائم شی بعد اون به جای تو یکی دیگرو پیدا کنه دوستت داشتم . . . يادت هست ؟ ! &quot; گفتم : دوستت دارم . . . و تو گفتي : کوچکي براي دوست داشتن . . . رفتم تا بزرگ شوم . . . اما آنقدر بزرگ شدم که يادم رفت دوستت دارم دارم میترکم</description>
<pubDate>Fri, 22 Feb 2008 20:58:17 +0330</pubDate>
<dc:creator>loveston</dc:creator>
<guid>loveston.blogfa.com/post/48</guid>
</item>
</channel>
</rss>
